نویسنده: هنریک ایبسنمترجم: منوچهر انورتعداد صفحه: 228
آیا باید به هر بهایی در جستجوی حقیقت شتافت؟ پسر ایده آلیست یک تاجر فاسد، تزویر و دورویی پدرش را برملا میکند، اما در این روند افرادی را که میخواهد نجات دهد، نابود میکند. هدف او رهایی دوست دوران کودکی خود از دروغهایی است که زندگی شاد و خانه و کاشانهی او بر آن بنا شده است.نمایشنامهی خیرهکنندهی "اردک وحشی" به قلم درخشان "هنریک ایبسن"، در مورد دو دوست صمیمی به نامهای "یالمار ایکدال" و "گرگیرش ورله" است. این دو دوست، تحت فشار سابقهای هستند که میان پدرانشان "ایکدال پیر" و "هاکون ورله" وجود دارد. "گرگیرش ورله" دوستش "یالمار ایکدال" را مجبور میکند تا با حقیقت زندگی مقابله کند؛ اما حقیقت فقط زخم های بیشتری بر تن آنها به وجود میآورد. "اردک وحشی" از آن جایی به نمایش در میآید که آنها بعد از هفده سال دوباره به هم پیوستهاند اما هنوز هم ارواح گذشتهی آنها، دست از دنبال کردنشان برنداشته است. شبح مادر گرگیرش، همسر یالمار یعنی جینا، گرگیرش، آقای ورله و خدمتکار خانهاش را تعقیب میکند.شخصیتهای نمایش نامهی "هنریک ایبسن"، از نشاط و سرزندگی مشخصی برخوردار هستند. آنها به کیفیت حیات، اصل زندگی کردن، و به هدفی بالاتر اعتقاد دارند. آن ها فکر می کنند، عمل می کنند ، مبارزه میکنند، حضور خود را به خواننده میشناسانند، مشاهده میکنند، احساس میکنند، و همه کار میکنند تا یک شخصیت منفعل به چشم نیایند، بنابراین بینش "هنریک ایبسن" در مورد شخصیتها واقعا ستودنی است.